کنکور چهل و هشت ساله هنوز جوان است و نپخته!
جامعه > آموزش - 48 سال از برگزاری اولین کنکور می‌گذرد، اما التهاب گرم نخستین روزهای تیرماه هر سال، چنان همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد که تو گویی هنوز کنکور برای ما ایرانی‌ها عادی نشده. شاید عادت کرده‌ایم .




علی رنجی پور: 48 سال از برگزاری اولین کنکور می‌گذرد، اما التهاب گرم نخستین روزهای تیرماه هر سال، چنان همه چیز را تحت تاثیر قرار می‌دهد که تو گویی هنوز کنکور برای ما ایرانی‌ها عادی نشده. شاید عادت کرده‌ایم به بالا گرفتن تب کنکور در یکی، دو ماه مانده به تاریخ برگزاری آن؛ به اطلاعیه‌های مکرر سازمان سنجش، به فشرده شدن آخرین کلاس‌های آمادگی و آخرین کنکورهای آزمایشی؛ به توضیحات آرام دکتر توکلی (آقای کنکور که از سال 57 مسوول برگزاری کنکور سازمان سنجش است)؛ به توصیه‌های روانشناسی روزنامه‌ها و تلویزیون و... اما هر وقت که شب کنکور خودمان است، یا بچه‌ و فرزند و دوست و آشنایمان، دست و دلمان می‌لرزد که فردا روز تعیین سرنوشت است.

از یکی، دو روز پیش سایت‌ها و خبرگزاری‌ها نوشته‌اند که پنج‌شنبه و جمعه و شنبه روزهای برگزاری آزمون سراسری است. اول گروه آزمایشی ریاضی و فنی آغاز می شود و روزهای دیگر هم گروه‌های دیگر: « دربهای آزمون رأس ساعت 7 صبح بسته می شود لذا داوطلبان باید قبل از بسته شدن درب در حوزه حاضر باشند و برای حضور در جلسه پرینت کارت ورود به جلسه آزمون، کارت ملی و یا اصل شناسنامه عکس دار را به همراه داشته باشند...برای پاسخگویی به سئوالات چند مداد نرم سیاه، مدادتراش، مدادپاک کن و یک سنجاق لازم است و داوطلبان باید از به همراه داشتن سایر وسایل مانند کیف دستی، ساک دستی، کتاب، جزوه، یادداشت، ماشین حساب و پیجر اکیدا خودداری کنند.»



اما اینها ظاهر کنکور است، وگرنه باطن آن رقابتی است میان یک میلیون و 286هزار و 813 نفر، برای آنکه رشته‌های بهتر را در دانشگاه‌های بهتر دشت کنند، بلکه چرخ زندگی‌شان در آینده به واسطه درس خواندن در رشته‌ها و دانشگاه‌های بهتر، روان‌تر بچرخد. اما برای بسیاری مهم‌تر از قبولی، این است که کجا و چه قبول شوند. برای همین است که کاهش 15درصدی ظرفیت دانشگاه‌های مادر برای بخشی از شرکت‌کنندگان بسیار مهم‌تر از افزایش ظرفیت کلی است. وگرنه همین شانس 40درصدی هم کم نیست؛ به علاوه آنکه دانشگاه آزاد هم به میزان قابل توجهی شانس قبولی در دانشگاه را افزایش می‌دهد.



بنابراین التهاب داغ کنکور، رقابت برای قبولی در میان رشته‌ها و دانشگاه‌های بهتر است. اخیراً رئیس سازمان سنجش 13 رشته پرطرفدار را به ترتیب مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مهندسی کامپیوتر، مهندسی عمران، مهندسی معماری، مهندسی صنایع (در گروه آزمایشی ریاضی و فنی)، پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و دامپزشکی (در گروه آزمایشی علوم تجربی)، حقوق،‌ روانشناسی و حسابداری (در گروه آزمایشی علوم انسانی )، معرفی کرد؛ این به این معنی است که تقریباً 46درصد رشته‌های محبوب که به واسطه امکان شغلی مناسب پرطرفدار شده‌اند در گروه آزمایشی ریاضی، 30 درصد در گروه تجربی و تنها 15درصد در گروه علوم انسانی قرار دارند. این تمایل البته به آینده شغلی بستگی مستقیم دارد. وقتی طبق آخرین آمار نیروی کار در سال گذشته حدود 8/31درصد به بخش صنعت که با گروه مهندسی در ارتباط مستقیم است، اختصاص دارد اقبال عمومی به رشته‌های فنی و مهندسی طبیعی به نظر می‌رسد. مطابق این آمار 4/47 درصد هم در بخش خدمات مشغول هستند و 9/20 هم در بخش کشاورزی فعالیت می‌کنند.

اما وقتی به آمار ظرفیت‌های کنکور نگاه می‌شود، قضیه تا حدودی فرق می‌کند. آخرین دفترچه انتخاب رشته‌ای که برای کنکور سال گذشته منتشر شد، بیشترین ظرفیت را به گروه انسانی اختصاص داده بود، به گونه‌ای که در مجموع دانشگاه‌های روزانه، محروم، تربیت معلم، شبانه، نیمه‌حضوری، پیام نور، غیرانتفاعی، مجازی و بین‌الممل و مجموع پذیرش‌های متمرکز و غیرمتمرکز ظرفیت رشته‌های علوم انسانی 174هزار و 103 نفر اعلام شده بود که چیزی حدود 37درصد کل ظرفیت‌ها را تشکیل می‌داد. این آمار برای رشته‌های ریاضی 165هزار و 670 نفر یعنی حدود 35درصد بود. رشته‌های تجربی هم 108هزار و 479نفر حدود 23 درصد ظرفیت‌ها را به خود اختصاص می‌دادند و 5 درصد مابقی هم میان رشته‌های گروه هنر و زبان‌های خارجی تقسیم می‌شدند.


گروه آزمایشی
اقبال عمومی
ظرفیت پذیرش

ریاضی
46درصد
35درصد

تجربی
31درصد
23درصد

انسانی
23درصد
37درصد

هنر و زبان خارجی
-
5درصد




از سوی دیگر خود دانشگاه‌ها و چگونگی شرایط پذیرش دانشجو هم یکی از جدی‌ترین دغدغه‌های داوطلبان کنکور است که آب به آسیاب رقابت‌ها و حساسیت‌های کنکور می‌ریزد. اگرچه سازمان سنجش و سازمان‌های ذی‌ربط تا کنون آماری درباره اقبال عمومی به دانشگاه‌ها و شرایط پذیرش نشان نداده‌اند، اما می‌توان درک کرد که این حساسیت تا چه اندازه بر طبل رقابت در کنکور می‌کوبد. با مروری به ظرفیت‌های سال گذشته می‌توان دریافت که منابع تحصیل در دانشگاه‌های معتبر مثل دانشگاه تهران -به عنوان دانشگاه مرجع کشور- تا چه اندازه محدود است.



دو سال پیش معاون دانشجویی دانشگاه تهران اعلام کرد که ظرفیت دوره‌های روزانه و شبانه دانشگاه در سال 88 این دانشگاه در دوره کارشناسی بیش از 4هزار و 200 نفر نخواهد بود. با احتساب حدود 470 هزار ظرفیتی که پارسال برای قبولی در دانشگاه اعلام شده بود، کمتر از یک درصد از شرکت‌کنندگان شانس قبولی را در کلیه رشته‌های دانشگاه تهران ندارند. این در حالی است که دانشگاه‌های دیگر نه به لحاظ وسعت و ظرفیت و البته لحاظ اعتبار علمی به پای دانشگاه تهران نمی‌رسند. به زحمت بتوان دو، یا 3 دانشگاه‌ را در سراسر کشور در سطح و شٱن علمی و اجتماعی دانشگاه تهران قرار داد. این درصد در دانشگاه‌های دیگرمثل دانشگاه شریف و پلی‌تکنیک و شهید بهشتی به مراتب کمتر خواهد بود.

شاید اگر در ایران تعداد دانشگاه‌های معتبر در حد و اندازه دانشگاه تهران بیش از این بود و ظرفیت رشته‌های تحصیلی متناسب با نیاز شغلی کشور تعیین می‌شد، رقابت کنکور این همه داغ نمی‌شد. دانش‌اموختگان رشته‌های گروه‌های تجربی، انسانی، هنر و زبان‌های خارجی، کارشناسان بدنه فعال در بخش خدمات را تشکیل می‌دهند. اما وقتی مجموع کارشناسان این دو حدود 65درصد (37درصد، به علاوه 23درصد، به علاوه 5درصد) کل کارشناسان را تشکیل می‌دهد، اما ظرفیت اشتغال طبق آمار مرکز آمار ایران در بخش خدمات بیش از 4/47درصد نیست، می‌توان به جایگاه رشته‌های این گروه‌های آموزشی پی برد. در حالی که می‌توان گفت که اکثر دانش‌اموختگان رشته‌های پرطرفدار زیرمجموعه گروه تجربی در بازار کار وارد بخش خدمات می‌شوند، آن وقت باید درباره سرنوشت کسانی که در رشته‌های کم‌طرفدار درس خوانده‌اند و بعد از فارغ‌التحصیلی کار مناسب با شان علمی و اجتماعی خودپیدا نمی‌کنند، نگران شد. از این دست نگرانی‌ها است که به التهاب داغ کنکور دامن می‌زند.


منبع:خبر آنلاین